قهوه در ایران

قهوه در ایران

تاریخ هنوز نتوانسته دریابد نخستین فردی که به جوشاندن قهوه دست یازیده و آن را نوشیده، چه کسی بوده است.

آنچه هویدا می‌نماید، کاربرد قهوه به عنوان نوشیدنی از روزگاران دور در آفریقا مرسوم بوده است.
 
پاره ای از منابع تاریخی و ادبی سده هشتم هجری از شخصی با نام علی بن عمر شاذلی در یمن نام برده اند که قهوه نوشی را در سرزمین های اسلامی برای نخستین بار مرسوم کرده است. بایسته یاد کرد است، درستی یا نادرستی این روایت چندان روشن نیست، اما پاره ای شواهد وجود دارد که می تواند تائیدی ضمنی بر صحت این مدعا باشد، از آن جمله می توان اشاره کرد که در کشور الجزایر، قهوه خانه را حتی امروزه نیز شاذلیه می نامند که بی گمان می توان آن را واژه ای برگرفته از اسم علی بن عمر شاذلی پنداشت.
 
فارغ از درستی یا نادرستی گفتار فوق، با توجه به یادکرد نام قهوه و قهوه خانه در منابع مرتبط با سده دهم هجری به بعد، با یقین کامل می توان اذعان کرد که در این سده در عربستان، مصر، سوریه، عثمانی و بسیاری جاهای دیگر قهوه نوشی رایج و قهوه خانه های متعدد برپا بوده است.

امکان ورود قهوه به ایران و درپی آن بناشدن قهوه خانه ها در ایران نیز ظاهرا در همین قرن و در پی روابط نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی گسترده صفویان با عثمانیان فراهم آمد. منابع تاریخی و حتی ادبی روزگار صفوی به معمول شدن نوشیدن قهوه در میان ایرانیان به روزگار فرمانروایی شاه طهماسب صفوی اشاره هایی کرده اند.

با این وجود، رشد بسیار سریع قهوه خانه در همه جای ایران را باید با دوران اقتدار شاه عباس بزرگ صفوی مرتبط دانست. این مهم نه تنها از آثار مورخان و ادبای آن روزگاران ایران زمین برمی آید، بلکه جستجو و کنکاش در سفرنامه های فرنگیانی چون تاورنیه، شاردن و پیترو دلاواله نیز چنین نتیجه ای به دست می دهد. بیشترین و مشهورترین قهوه خانه های این عهد در شهرهای قزوین و اصفهان ساخته شده بودند.
 
نیازمند یاد کرد است، کارکرد قهوه خانه ها فقط به پذیرایی مشتریان با قهوه و خوراکی هایی چون کباب، آبگوشت و نیمرو خلاصه نمی شد، بلکه استراحتگاه و مکانی تفریحی برای همه اقشار و طبقات اجتماعی و حتی جامعه زنان بود. برابر با تاریخ، گروه های گوناگون جامعه، از اعیان و رجال دربار و سران قزلباش تا شاعران، اهل ادب، نقاشان، تصویرگران، سوداگردان و… برای سپری کردن اوقات فراغت، استعمال قلیان و چپق، دیدار دوستان، سرگرم شدن به بازی های مختلفی چون شطرنج و تخته نرد، شنیدن نوای نقالان شاهنامه خوان، گوش فرا دادن به روایت های مرتبط با قهرمانان مذهبی و قصص پهلوانان اسطوره ای و حتی تماشای حرکات موزون کودکان و نوجوانان نیک روی و… رو به سوی قهوه خانه ها می نهادند. هرچند، در عصر حکومت شاه عباس دوم، فرمانی از سوی وی مبنی بر ممنوعیت به کارگیری کودکان زیباروی و اجرای رقص و آواز در قهوه خانه ها صادر شد.
 
از قهوه خانه های مشهور روزگار شاه عباس می توان قهوه خانه های بابافراش، عرب، طوفان، حاج یوسف و باباشمس را نام برد. قهوه خانه باباشمس را شاه عباس بزرگ برای باباشمس تیشی کاشی بنا نهاد. باباشمس ابتدا در شیراز با معرکه گیری و بازی هایی چون کشتی گیری، طاس بازی و البته نوازندگی و خوانندگی مردم را مشغول می کرد. وی به سال ۱۰۱۲ هجری به اصفهان رفت و یارای آن یافت که مهر و عنایت افزون شاه عباس را معطوف خویش کند و به دستور شاه عباس در چهارباغ اصفهان، قهوه خانه ای برای وی بنا کردند که محلی برای سرگرمی اعیان و بزرگان شهر شد. شاه عباس خود نیز گهگاه به قهوه خانه بابا شمس می رفت.
 
قهوه خانه به عهد فرمانروایی شاه عباس چنان اهمیت فزاینده ای یافت که بسیاری از منابع تاریخی بازگو کرده اند، این پادشاه مقتدر بسیاری از مهمانی ها و مراسم رسمی خویش را در قهوه خانه ها بر پا می کرد. به عنوان نمونه هفتم رجب سال ۱۰۲۸ هجری، شاه عباس به همراه سفرای دولت های هندوستان، عثمانی، اسپانیا، انگلستان، مسکوی، شماری از کشیشان عیسوی و یکی از بستگان شریف مکه، به قهوه خانه ای واقع در میدان نقش جهان رفت و مراتب پذیرایی از مهمانان بیگانه را در آنجا به عمل آورد.
 
چنان که پیشتر نیز گفته شد، در قهوه خانه ها ذکر پهلوانی های قهرمانان اسطوره ای و یادکرد قهرمانی های بزرگان دین مرسوم بود. ازجمله نقالان معروف و پرآوازه این عهد که هنرمندانه سخن می گفتند می توان به ملامومن کاشی یکه سوار و میرزا محمد فارسی اشاره کرد.
 
از روزگار شاه صفی، صرف چای نیز در ایران مرسوم شد. ابتدا چایخانه هایی چند، چون چای ختایی خانه، پدیدار شد و اندک اندک نوشیدن چای در قهوه خانه ها نیز معمول شد. ورود چای به ایران عصر صفوی چنان که از نام چای ختایی نیز برمی آید، ظاهرا نه از هند بلکه از ترکستان و چین انجام شده است. سفیر دوک هلشتاین که در عهد شاه صفی به ایران آمده بود در سفرنامه خویش آورده که چایخانه ها محل آمد و شد افراد نجیب و محترم بوده است و در آنها نشانی از اعمال ناپسندی چون رقاصی کودکان نمی توان جست.
 
با فروافتادن سلسله صفوی، قهوه خانه ها رونق پیشین را از دست دادند. ظاهرا اوضاع ناآرام سیاسی روزگار قدرتمداری افشاریان و زندیان (بجز دوره حکومت کریم خان)، بزرگ ترین عامل این کسادی بود. با برآمدن قاجاریان و ثبات نسبی اوضاع سیاسی داخلی ایران، سایه رکود از سر قهوه خانه ها رخت بربست و اندک اندک قهوه خانه های جدید سر برآوردند. در تهران که پایتخت قاجاریان به شمار می آمد، شمار افزونی قهوه خانه پدیدار شد. مساحت برخی از این قهوه خانه ها به چندصد متر مربع می رسید. کارکرد قهوه خانه های این عصر در کل چونان قهوه خانه های ازمنه پیشین بود، اما ویژگی های نوینی نیز در عملکرد آنها پیدا شد. به عنوان نمونه، به تقریب در قهوه خانه های این عهد، قهوه یافت نمی شد، زیرا که ذائقه ایرانی به چای بیشتر سازگار بود و در نتیجه قهوه چیان، دم دادن چای را به از جوش قهوه یافتند.
 
هنر قهوه خانه ای نیز در این روزگار به اوج رسید. نقاشی های قهوه خانه ای که سبکی منحصر به فرد در تاریخ هنر ایران و جهان است به شکوفایی رسید. مضامین این نقاشی ها بر تصاویر ائمه اطهار(ع)، شکل و شمایل پهلوانان اسطوره ای، روایت های تاریخی، مذهبی و ملی چون فاجعه غمبار کربلا، قیام مختار و نبرد رستم و سهراب متکی و استوار بود. آنچه روشن است، نقالان و پرده خوانان از این نقاشی ها برای ارائه مطلوب هنر خویش بهره می بردند.
 
تاثیر توامان نقاشی قهوه خانه ای و نقالی بر فرهنگ ایرانی چنان بود که بر پایه مستندات تاریخی فراوان، بسیاری از افراد بی سواد یا کم سواد آن روزگار ابیاتی متعدد از شاعرانی گوناگون را از بر بودند. این نکته ای است که بسیاری از جهانگردان خارجی آن عهد نیز به آن اعتراف کرده و با شگفتی ابراز داشته اند که در دورافتاده ترین روستاهای ایران نیز می توان افرادی را پیدا کرد که سواد خواندن و نوشتن ندارند، اما اشعار فراوانی از شاعرانی چون فردوسی به یاد دارند.
 
رواج گسترده مباحثه، مناظره و به خصوص مشاعره در قهوه خانه های عصر قاجار دیگر ویژگی قهوه خانه های این عهد و زمان است. این مهم که از آن به عنوان سخنوری یاد می شد، بویژه در ایام ماه مبارک رمضان که قهوه خانه ها از هنگام غروب آفتاب تا هنگام سحر فعال بودند، جلوه ای برجسته داشت. شب اول ماه رمضان، کسی که متصدی سخنوری در قهوه خانه ای بود وسایلی چون پوست حیوانات جورواجور، علامت های صنف های گوناگون و شماری از وسایل دراویش چون تبرزین، کشکول و… را بر دیوار قهوه خانه می آویخت و آن گاه که جمعیت افزون می شد مطراق یا چوبدستی خود را به یکی از حضار می سپرد، این به آن معنا بود که آن فرد باید غزلی را به حفظ و آهنگین بخواند. این کار که همراه با ذکر صلوات بود، چند بار تکرار می شد تا توجه حاضران کاملا جلب شود. در پی این مقدمات مناظره سخنور قهوه خانه و حریف آغاز می شد و برابر با تاریخ نوشته ها گاهی دو شرکت کننده چندان توانمندی از خود نشان می دادند که سخنوری تا هنگام سحر ادامه می یافت، بدون آن که هیچ یک توان به در کردن رقیب از صحنه را یافته باشند. البته سخنوری خود نیز مراتبی داشت که بالاترین درجات آن، درویش اختیار و علمدار بود. هر کس که به این دو رتبه دست می یافت، بر دیگر سخنوران برتری می یافت، به طوری که همه سخنوران فرامین اینان را بی درنگ اجرا می کردند.
 
ارزش و مقام قهوه چیان نیز در روزگار قاجاری دوچندان شد. احترام آنان نزد مردم چنان بود که برخی از محلات یا خیابان های شهر را به نام قهوه چیان می شناختند. بسیاری از این قهوه چیان نزد سلطان و درباریان واجد ارج و قرب بودند. ازجمله این قهوه چیان نامدار که بسیاری از آنان در دوران حکومت پنجاه ساله ناصرالدین شاه می زیستند می توان به سیدعلی قهوه چی، عمو فیض الله و قاسمعلی قهوه چی اشاره کرد.با به قدرت رسیدن رضاشاه و سر برآوردن سلسله پهلوی به دلایل متعدد ازجمله گستردگی افزون برخی مظاهر مدرنیته، چون سینماها، رستوران ها، کافه ها و… روز به روز رونق قهوه خانه ها کاهش یافت. شرایط چنان شد که نه تنها بسیاری از قهوه چیان چاره ای جز بستن قهوه خانه های خود و تغییر شغل نیافتند، بلکه سنت های قهوه خانه ای چون نقالی، سخنوری، نقاشی قهوه خانه ای و… نیز از میان رفتند. این روند تا امروز نیز ادامه دارد.
 
دکتر امیر نعمتی لیمائی

منبع:جام جم

این نوشته در قهوه ارسال شده است. این لینک مستقیم به این نوشته است.

دیدگاهتان را بنویسید